(◡‿◡✿) راز دل عاشقان

سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش

تقدیم به آ....

خیلی وقت که یه بغضی تو صدامه 

خیلی وقت که یه آهی تو نگامه 

 

خیلی وقت حتی اشک هم قهر با من 

 

تک و تنها تو قفس اسیر این تن 

 

خیلی وقت خنده هام خیال و رویاست 

 

آرزوهام چون حبابی روی دریاست 

 

خیلی وقت که شب هام نوری نداره 

 

توی آسمون می گردم واسه دیدن ستاره 

 

خیلی وقت گلدون ها بدون آب اند

 

ماهی ها انگاری عمریه تو خواب اند

 

خیلی وقت قلب من خسته و پیره 

 

برای سوختن و ساختن دیگه دیره 

 

خیلی وقت قابی خالی رو دیواره 

 

قابی بی عکس که تورو یادم می اره 

 

خیلی وقت عشق تو پاها مو بسته 

 

تنها من موندم و گیتاری شکسته.

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 مرداد1393 ساعت توسط هستی |


مخاطب خااص

دوﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺒﺮﻣﺖ ﯾﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﻠﻮﻍ

ﺧﯿﻠﯽ ﺷﻠﻮﻍ

ﻭﺍﯾﺴﺘﻢ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﻧﮕﺎﺕ ﮐﻨﻢ!

ﺑﮕﻢ:

ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ؟

ﺑﮕﯽ:

ﺁﺭﻩ!

ﺑﮕﻢ:

ﺗﻮ ﻫﯿﺎﻫﻮﯼ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺎﺯﻡ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﻓﻘﻂ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ،

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ!

بگم:

ﺻﺪﺍﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ؟

ﺑﮕﯽ:

ﺁﺭﻩ!

ﺑﮕﻢ:

ﺗﻮ ﺍﻭﺝ ﻫﻤﯿﻦ ﺻﺪﺍﻫﺎ ﺩﻟﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ،

ﺑﮕﻢ:

ﺣﺎﻻ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﺑﺒﻨد

بگو ﭼﻪ ﺣﺴﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟

بگی:

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮔﻢ ﺷﺪﻡ ﺑﯿﻦ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻏﺮﯾﺒﻪ!

ﺑﮕﻢ:

ﺍﮔﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﯿﻦ ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ!

+ نوشته شده در سه شنبه 31 تیر1393 ساعت توسط هستی |


ميگن عاشقا بارونو دوس دارن.

ولى من يه چيزو هيچوقت نگفتم..

چ بارون بباره..

چ بارون نباره..

باهر اتفاقى ب يادت ميوفتم....

تقديم ب کسى ک هيچ وقت معنيه سکوتمو نفهميد...

+ نوشته شده در جمعه 27 تیر1393 ساعت توسط هستی |


اینا حرفه دلمه هرکی نخوند اشکال نداره ولی اونی که دلمو شیکست حتما بخونه

دست بردار بسه

به پات کی نسشته

سوختم و ساختم

من هستیمو باختم

تا کی بمونم

از دردت بخونم

ای دله تیکه و پاره ی من

بازم شکستی

باز فکره چی هستی

چشم به در دوختی

دنیاتو فروختی

من و تو موندیم

از تنهایی سوختیم

ای دله تیکه و پاره ی من

دله من فکرشی هرجا

افتادی از پا

دله من دلو سوزوندش

واست نموندش

دله من تو دیگه مردی

تو سینه سوختی

دله من نفرینش کردی

باز پره دردی

دله من خسته شدی تو

اون خوشه بی تو

دله من تا کی اسیری؟

واسه کی میمیری؟

+ نوشته شده در جمعه 27 تیر1393 ساعت توسط هستی |


نمیگم دیگه عاشق نمیشم..شاید بشم!

 اما....این بار که عاشــق شــدم دوســـتت دارم رو اصــلأ به زبــون نــمیــارم 

قربون صدقه رفتن که هیــچـی !

نگرانیامــم بـــروز نــمیـدم.

وقتی حالش خوب نبود باهاش صحبت نمیکنم و آرومش نمیکنم،بجاش میگم برو یه دوش بگیر بهتر میشی..

باهــاش زیاد بیرون نمیرم تا اگه جدا شدیم خیابونای شهر عذابم ندن 

به چشماش خیره نمیشم تا دلم گیر چشماش نشن سعی میکنم وقتی داره خودشو برام لوس میکنه بحثُ عوض کنم تا صداش که یادم اومد دیوونه نشم

وقتی خواست قسم بخوره که تنهام نمیذاره، میگم لازم نیست قسم بخوری ،حرمت خدارو نشکون

خلاصه اصن بهش گیر نمیدم و پاپیچه کاراش نمیشم

 انگار نه انگار

چون

تاوان اعتماد به بعضیا یه عمر پشیمونیه….

+ نوشته شده در جمعه 27 تیر1393 ساعت توسط هستی |


اینا حرفه دلمه هرکی نخوند اشکال نداره ولی اونی که دلمو شیکست حتما بخونه

دست بردار بسه

به پات کی نسشته

سوختم و ساختم

من هستیمو باختم

تا کی بمونم

از دردت بخونم

ای دله تیکه و پاره ی من

بازم شکستی

باز فکره چی هستی

چشم به در دوختی

دنیاتو فروختی

من و تو موندیم

از تنهایی سوختیم

ای دله تیکه و پاره ی من

دله من فکرشی هرجا

افتادی از پا

دله من دلو سوزوندش

واست نموندش

دله من تو دیگه مردی

تو سینه سوختی

دله من نفرینش کردی

باز پره دردی

دله من خسته شدی تو

اون خوشه بی تو

دله من تا کی اسیری؟

واسه کی میمیری؟

+ نوشته شده در جمعه 27 تیر1393 ساعت توسط هستی |


ميگن عاشقا بارونو دوس دارن.

ولى من يه چيزو هيچوقت نگفتم..

چ بارون بباره..

چ بارون نباره..

باهر اتفاقى ب يادت ميوفتم....

تقديم ب کسى ک هيچ وقت معنيه سکوتمو نفهميد...

+ نوشته شده در جمعه 27 تیر1393 ساعت توسط هستی |


برای تو.....

به سلامتیه اون لامصبی که از زندگیم رفت...
اما هنوز از این دل لعنتی نرفته....!!!
به سلامتی اونیکه تا بود؛ امید بود ......
آرامش بود...
رویا بود ...
ولی خاطره شد ...
بغض شد ...
درد شد ...
کابوس شد ...
به سلامتیه کسی که عادت کردم به نبودنش، ولی....
ولی باز دلم بودنشو میخواد ....
سلامتی اون بی معرفتی که پا پیش گذاشتم واسه برگشتش
اما فهمیدم دیگه ازم سیر شده...!!!!

+ نوشته شده در جمعه 27 تیر1393 ساعت توسط هستی |


برای تو.....

به سلامتیه اون لامصبی که از زندگیم رفت...
اما هنوز از این دل لعنتی نرفته....!!!
به سلامتی اونیکه تا بود؛ امید بود ......
آرامش بود...
رویا بود ...
ولی خاطره شد ...
بغض شد ...
درد شد ...
کابوس شد ...
به سلامتیه کسی که عادت کردم به نبودنش، ولی....
ولی باز دلم بودنشو میخواد ....
سلامتی اون بی معرفتی که پا پیش گذاشتم واسه برگشتش
اما فهمیدم دیگه ازم سیر شده...!!!!

+ نوشته شده در جمعه 27 تیر1393 ساعت توسط هستی |


هیس دختر ها فریاد نمیزنند!
هیس دخترها بلند نمیخندند!
هیس دخترها حقی ندارند!
هیس دخترها باید ارام زندگی کنند!
هیس دخترها باید درد را تحمل کنند!
هیس دخترها باید بسوزندو بسازند!
هیس دخترها باید ظلم و حرف زور را قبول کنند! "فقط به جرم دختر بودنشون!!"
هیس دخترها باید تحمل کنند و اعتراض نکنند هیس دخترها حتی حق اینو ن...دارن که عکسشون روی اگهیه ترحیمشون چاپ بشه!
هیس دخترها باید ارام بمیرند!!
و این داستان ادامه خواهد داشت...
حق حضانت برای تو
درد زایمان برای من
نام خانوادگی برای تو
زحمت خانواده برای من
چهار عقد برای تو
حسرت عشق برای من
هزار صیغه برای تو
حکم سنگسار برای من
هوس برای تو
عفاف برای من
اخه این انصافه و این نیز ادامه خواهد داشت. . . این بود ازادی و برابری حقوق برای زن و مرد. . . هيس دخترها حق اعتراض ندارند. . هیس دختر ها فریاد نمیزنند!
هیس دخترها بلند نمیخندند!
هیس دخترها حقی ندارند!
هیس دخترها باید ارام زندگی کنند!
هیس دخترها باید درد را تحمل کنند!
هیس دخترها باید بسوزندو بسازند!
هیس دخترها باید ظلم و حرف زور را قبول کنند! "فقط به جرم دختر بودنشون!!"
هیس دخترها باید تحمل کنند و اعتراض نکنند هیس دخترها حتی حق اینو ندارن که عکسشون روی اگهیه ترحیمشون چاپ بشه!
هیس دخترها باید ارام بمیرند!!
و این داستان ادامه خواهد داشت...
حق حضانت برای تو
درد زایمان برای من
نام خانوادگی برای تو
زحمت خانواده برای من
چهار عقد برای تو
حسرت عشق برای من
هزار صیغه برای تو
حکم سنگسار برای من
هوس برای تو
عفاف برای من
اخه این انصافه و این نیز ادامه خواهد داشت. . . این بود ازادی و برابری حقوق برای زن و مرد. . . هيس دخترها حق اعتراض ندارند. .

+ نوشته شده در شنبه 9 فروردین1393 ساعت توسط هستی |


دختر بودن خوبه ،

ايراني بودن خوبه،
اما دختر ايراني بودن خوب نيست.
وقتي يه دختر ايراني هستي بايد حواست رو جمع كني تا يه وقت چينيت نشكنه...
چون آقاي دوست پسر وقتي باهات دوستِ ، بهت ميگه سکس لازمه يه رابطه ست ، اما وقتي ميخواد ازدواج كنه مي گه آدم بايد تو رابطش خوددار باشه .
نبايد سکس رو تجربه كرده باشي ، من بايد اولين نفر باشم .
مي دوني ، وقتي يه دختر ايراني هستي بايد حواست رو جمع كني که يه وقت باب...ات نفهمه عاشق شدي ...
اما عاشق شدن داداشت افتخاره .
وقتي يه دختر ايراني هستي نبايد شاد باشي ، چون اونوقت جلف ميشي و مامانت ، چپ چپ نگات ميكنه .
وقتي يه دختر ايراني هستي بايد تمام گذشتت رو پنهان كني ، چون آقايون رگ غيرتشون مي زنه بالا.
داداشت مي تونه خيلي راحت ساعت 10 شب تازه از خونه بره بيرون اما تو نه .بايد بري لالا ، آخه دختري
بايد همش فكر كني پسرا فقط پسرن ، به آدم بودنش چيكار داري
آخه اونا فقط در مورد دختر بودنت فكر مي كنن ...
فكر چيه بابا ... بي خيال ...
فقط ناناز باش ... يه ذره هم لوس باش ... همه چي حله ،
مامان باباها هيچ وقت نمي خوان فكر خودشون و پسراشون رو عوض كنن .
اينا كه گفتم فقط يه ذرش بود دختر ايراني بودن خيلي سخته . . .
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 فروردین1393 ساعت توسط هستی |


عشق........

عشق چیست, که همه از آن می گویند؟
ع: عبرت زندگی
ش: شلاق زمانه
ق: فصاص روزگار
اما افسوس و صد افسوس که شلاق زمانه
را خوردم قصاص روزگار را کشیدم!
اما عبرت نگرفتم
.
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 فروردین1393 ساعت توسط هستی |



ما هم شنیدیم٬ میگن:
وقتی یه دختر بخاطر یه پسر اشک میریزه ،
یعنی واقعن دوسش داره...






اما ....

اما ....

اما ....وقتی یه پسر بخاطر یه دختر اشک بریزه ،

یعنی دیگه هیچوقت نمیتونه کسیو مثل اون دوست داشته باشه ....


+ نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1392 ساعت توسط هستی |



شما هم شنیدیم٬ میگن:
وقتی یه دختر بخاطر یه پسر اشک میریزه ،
یعنی واقعن دوسش داره...






اما ....

اما ....

اما ....وقتی یه پسر بخاطر یه دختر اشک بریزه ،

یعنی دیگه هیچوقت نمیتونه کسیو مثل اون دوست داشته باشه ....


+ نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1392 ساعت توسط هستی |


original.gif

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1392 ساعت توسط هستی |


فـَریبـــ سکوتمـــ را نـخـور

تنهـــا بـَراے ثــانیـــﮧاے בعـوتتـــ مے کنـمــ

مهمــاטּ چشمــ هایمـــ بـاشے

بیــا و ببیـטּ

چـﮧ غـوغــایے بـﮧ پـا کــرבهـ اے בر مَـטּ
+ نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1392 ساعت توسط هستی |


روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم


روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود

مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد

دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
+ نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1392 ساعت توسط هستی |


من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم
قاصدک برو برو که باتو کاری ندارم

قاصدک به چشم من قصه ی یک دردی برو
میدونم برای من خبر نیاوردی برو
توی 7تا آسمون من یه ستاره ندارم
کسی که عشق من و به یاد بیاره ندارم
ندارم دلی که یک لحظه بیادم بزنه
ندارم هیچکسی رو که فک کنی یار منه



قاصدک برو برو که باتو کاری ندارم
من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم

.
.
.
خیلی وقته اونی که براش میمردم دیگه نیست
قاصدک هارو بیادش می شمردم دیگه نیست
خیلی وقته که دارم با تنهایی سر می کنم
همه ی قاصدک های شهر و پر پر می کنم



قاصدک برو برو که باتو کاری ندارم
من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم
+ نوشته شده در شنبه 4 آبان1392 ساعت توسط هستی |


74038083122506532807.jpg
تصور کن روزی بهم
پیام بدی و جواب ندم!
زنگ بزنی و تعجب کنی چرا جواب نمیدم
و روزی دیگه زنگ بزنی و یکی از خانواده ام جواب بده بگه بفرمایید؟
و تو بگی کجایی؟؟!
بگه منظورت اون مرحومه؟؟؟؟
چیکار میکنی؟ داد میزنی؟ گریه میکنی؟
اونوقت میگه امروز 4 روزه دفنش کردیم
اون لحظه چی میــــــــگی؟
تا وقتی امروز کنارتم سعی کن دوستم داشته باشی
چون ممکنه روزی بیاد و من نباشــــــم...
دیروز یکی رو دفن کردن امروز یکی و فردا هــــم من... آرررررررررررررررره زندگی همینه
+ نوشته شده در جمعه 3 آبان1392 ساعت توسط هستی |





دستهــ ـایم را محکمتر بگیـر

من هنوز هم نمیخواهـ ـمـ

تورا...

به دستِ خاطرات بسپارمـ...
+ نوشته شده در جمعه 3 آبان1392 ساعت توسط هستی |


+ نوشته شده در جمعه 3 آبان1392 ساعت توسط هستی |



خـُـــــــــــــــــכآیـــــآ ...

مــَـرا بِــبَــخـــش !

کــِـــهــ هَــــمــوآرهــ כر گِــرِفــتــآرے هــایـَــمــ ؛

כُنــیــآ رآ اَز تـــو خـــواســـتِـــهـ اَمـــ ؛

اِلــــــــــهـــے ...

כَســـتــآنــے عَــطــآ کُـــטּ کِــهـ تـــو را بَــرآیَـــم اَز تــو بِـــخــوآهَـــכ ...
+ نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1392 ساعت توسط هستی |


تمــام ِ غصـه هـاے دنیـآ را

مے تـوان با یک جمله تحـمل کرد :

خــــــــــــــــــــدایــــــــــــــــا !

مے دانــم کـه مے بینـے ...


+ نوشته شده در دوشنبه 29 مهر1392 ساعت توسط هستی |


سـ ـرعـَتشـو كـَ ـم كـَ ـرב و كـِشيـב كـنـآر خيـ ـآبـ ـون ...

شيـ ـشـہُ בآב پـ ـآييـ ـن و گـُفـ ـت :

يـہ شـَ ـب 60 تـ‌ ـومـَ ـن ...

نگـ ـآه كـَ ـرב בيـב ...
.
.
.
.
.

هـَمـسـَ ـرشـہ ...!

+ نوشته شده در دوشنبه 29 مهر1392 ساعت توسط هستی |


بـہ آرزوے بـَچـگـے ام رسيـבَم ...

چـقـَבر
בلـَم مـےخـ ـوآسـت تــو صـَف اَوَل نـَمـآز جـَمـآعـَت بـآشـَم

ايـ ـن بـ ـار نـہ تـَنـهـ ـآ صـَفِ اَوَل ... بـَلكـہ جلـ ـوتـَ ـر ...

حـَتـے
جلـ ـوتـَ ـر اَز پيـ ـش نـَ ـمـآر ...

چـِقـَבر
مـُهـ ـم شـُבَم ...

هـَمـہ بـہ سـَمـتـَ ـم مـے آيـَنـב ...

روے
בَسـ ـت بـُلـَنـבَم مـے كـُنـَنـב ...

يكـے
فـَريـ ـاב مـے زَنـَב :

بـُلـَنـב بـِگـ‌ ـو ...
لآالـہ الا الله ...
+ نوشته شده در یکشنبه 28 مهر1392 ساعت توسط هستی |



b1-1373982444.gifیکـــ فنجاטּ نسکــآفــہ داغْــ ...
و باراטּ ...
و هَــوایے کــہ هَــــــــــــــــــــوایے امْــ کرده ...
انگار آسْماטּ همْــ بَدشـ نمے آید
پا بــہ پاے دلَــمْــ ببارد
پاورچین پاورچین ...
بــہ خاطراتتــــــــــــــــ سَر میزنمْــ
دُزدکے عکسهایتــــــــــــــــــــــ را میبینمْــ
میدانمْــ کــہ قُـ ـ ـولْــ داده بودمْــ ...
دیگر نبضــِ ایــטּ رابطــہ مُـ ـ ـرده را نگیرمْــ !
ولے ...
دلْــ اَستــ دیگر
زبآטּ نمے فَـــهمد !
یکـــ فنجاטּ نسکــآفــہ داغْــ ...
کــہ مَرا بے قَــرار تُـو مے کُـند
b1-1373982444.gif
http://www.fotoman.name/wp-content/gallery/kseniya-morozova-women-photosessions-nature/img_2534s.jpg
+ نوشته شده در جمعه 15 شهریور1392 ساعت توسط هستی |


بیــ פֿـیال اωـت…

פֿـیـلــے بیـــ خـیـال…

هـ ـمان کسی کهـ…

تماґ פֿـیال مـטּ اωــت…


+ نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1392 ساعت توسط هستی |


یـڪــ ــــ وقتایے ...

دیـگـﮧ حسش نیستــ غُصـﮧ بخورے،

رَسمـاً غُصـﮧ تو رو مے خـــورهــ ...!!!

68767244558667073675.jpg

+ نوشته شده در جمعه 7 تیر1392 ساعت توسط هستی |


اَפֿـلـاقَـم گَنـבه ؟ بـﮧ פֿودَم ـمَربوطـﮧ !

غُـرورَم اَز ـحَـد گُـذَشتـﮧ ؟ بـﮧ פֿـودَم مَربوطـﮧ !

ـتَمامِ زِندِگـیم פֿـودخواهــانَــس؟ زِنـدِگی פֿـودَمـﮧ !

اَز عِـده اے مُتِـنَفِر شُـدَم ؟ بـﮧ פֿـودَم مَربـوطـﮧ !

دوس دارَم ـتَنــها باشَم ؟ حِسِ פֿـــودَمـﮧ !

دوبـــاره عاشِـــق شُدَم ؟ دِلـﮧ פֿـــودَمـﮧ !

نِـگاهم به نـِـگاهـﮧ اوטּ دوפֿــتـﮧ ستـ ؟ ـچِشماے פֿـودَمــــﮧ !

اَز رَوابِــط فامیلیــﮧ اَلَڪے פֿـوشَــم نِمیـاد ؟ ـسَلیقـﮧ פֿـودَمـــــﮧ !

صِــداے פֿـــنده هام اَز حَــدِ عــادے بُلَــندتَره ؟ פֿـوش حالے פֿـــودَمـﮧ !

با یــــﮧ تَلَنــگُرے به هِــــق هِــــق میفــتَم ؟ دَردِ ـפֿــودَمـﮧ !

عِِـده اے رو بـﮧ فَـراموشـــے سِــپُردَم ؟ حافظـــﮧے פֿـودَمـــﮧ !

دِلَـم میـפֿواد ایـטּ جورے ـباشَم مَجـبور بـﮧ تَحَـمُل مَـטּ نیـستید, راحَــتَم بِذارید,زِندگـــیـﮧ פֿـودَمــــﮧ ...   

   

+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1392 ساعت توسط هستی |


+ نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد1392 ساعت توسط هستی |